تبلیغات خواستم بگم همیشه عاشقت میمونم
خدانگهدارت

وقـت هـائـی هست
که جـز بـه بـودنــت
دلـم رضـایـت نـمی دهــد
حـالـا
مـن از کجـا بـیـاورمـت ؟!
کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید
عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب
بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم
این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . .
تو مپندار که خاموشی من ذکر فراموشی توست
بلکه هر لحظه دلم مست تماشایى توست . . .
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند
می گویند حساسیت فصلی است
آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم . .
خسته ام ، فردا نگاهت را برایم پست کن / یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن
دلم از آواز غمگین شب پر است / لطفا آن لحن خوش صدایت را برایم پست کن . .
تنهایی یعنی
من یه موبایل دارم که صدای زنگش رو یادم نمیاد....

من " تـــو " رو به دلم قول دادم...
نگذار بدقول شم ...!
تو بخواب
من تمام شب های با تو بودن را
باید بیدار باشم
هر شب هزاران بوسه نذرت کرده ام!
من میبوسمت
خدا می شمارد!
یک،دو،سه!...
(( غـــــــــــروب ))
غروب هم زیباست ، در واقع نوعی طلوع است ، غروب را دوست دارم
چون تنها همدم من تنها می باشد .
غروب را دوست دارم چون میتوانم با او بی دغدغه درددل کنم ، به که چه زیبا گوش میدهد .
غروب را دوست دارم چون تنها شاهد و محرم اشکهایم در فراق یارم میباشد و
با انوار طلایی خود فقط صورتم را نوازش میکند .
غروب را دوست دارم چون که همرنگ چشمان غمدار خودم میباشد .
غـــروب را دوست دارم ، چـــون غـــروب است .
راستی غـــروب خیـــلی زیبــاست ، غــــروب با غــــم تنهــایی من خــویشـاونــدی
نـزدیــک دارد.
غــروب و غـــربت هــر دو زاییده همند ، چرا کــه غـــروب در غـــربت زیباست ،
ای کــه در غربــت مـــرا عـــاشق طـــلوع کــردی نگذار طلوعت
در قلب من با غـــروب هم آغوش شود .
ای کـه در ایـن دیـار غـریب تنها مونـس و غمخـوار منی به حرفم گوش ده ،
حرفــی کـه از اعمـاق قلبـم برایـت مـی گـویم ،
حـرفی کـه از نقطـه اوج سـادگـی دلـم بـرایت فـرستـاده میـشود ،
حـرفـی کـه بـا تمــام وجــودم بـرایـت هــدیـه میـشود ،
حرفـی کـه جـزء ایـن چنـد کلمـه نیـست (( دوستـت دارم ))
بـرگـرد کـه بـه انتـظار تـوام.
در سینه دلی به وسعت غم دارم / بر زخم دلم نیاز مرهم دارم دارم . . .
هر چیز برای خود فراهم کردم / در زندگی ام تو را فقط کم
وفای اشک را نازم که در شبهای “تنهایی” ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم
ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه عاشق مهربانی تؤام…. برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی تولدت مبارک
روز میلاد تو، روزصدور شناسنامه عشق است! عشق من
تولدت مبارک
هر ساعت هر لحظه
فکرت ، عشقت ، یادت همرامه
بودنت توی زندگیم بهونه ی قلب تنهامه
جونمی ، عشقمی
تا دنیا، دنیا باشه
میدونم اینو میدونی
نباشی تو میخوام دنیا نباشه
مثل تو رو کجای دنیا میشه پیدا کرد عشقم؟
نمیدونی چقدر لذت بخشه که از تو مینویسم
شاید کسی درک نکنه اما حسی که من دارمو نمیشه وصف کرد
بازم برای تو مینویسم که امید دیدار نگاهت منو زنده نگه میداره
تویی که شهد شیرین عشقو رو لبام نشوندی تا بار دیگه زندگیو از سرم بگیرم
مهتاب بدون نور چشمای تو خاموشه تو میتابی دل خسته ام رو بی تای تر میکنی
مثل بارون بر تن تشنه ام میباری و سیرابم میکنی
این همه شور و هیجانو مدیون صدای مهربونم
تمام فصلا با وجود پاک تو زیبا و شیرینه و بی تو زیباترین ها و تمام لحظاتم سردو غمگینه
بمون تا برای همیشه با تو عاشق بمونم
با من بمون ....
یا من بمون که هرم نفس هایت گرمی سرای من است
و گرمی دستات آرامش بخش رویاهای من
میلاد تو شادی بخش هستیه منه
و وجود تو بهانه سر مستی من
بهترینم با من بمان
بمان و فراموشم نکن
تقدیم به تنها زن زندگیم کسی که حاضرم فوقانی ترین هستی ام رو به او ببخشم
و تا ابد در کنارش باشم
چه بخوای چه نخوای میمونی در یادم
همیشه عاشقتم


نویسنده ها "سیگار "می کشند...
شاعر ها" هجران"...
نقاش ها "تابلو"...
زندانبان ها "دیوار"...
زندانی ها "تنهایی"...
دزدها "سرک"...
مریضها" درد"....
بچه ها" قد"...
و من برای کشیدن "نفسهای تو "را انتخاب می کنم